اكبر ترابى شهرضايى

269

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

راوى سؤال كرد : اگر بار ديگر تكرار كرد ، چه ؟ امام عليه السلام فرمود : او را مىزنند تا دست بردارد . مقصود اين است كه اگر جلوى او را نگيرند ، كم كم نسبت زنا هم پيش مىآيد ؛ ولى اگر با تازيانه جلوى او را گرفتند ، طبعاً اين مسائل مطرح نمىشود . 3 - وبإسناده ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن الحسين بن سعيد ، عن ابن أبي عمير ، عن عبداللَّه بن سنان ، قال : قال أبو عبداللَّه عليه السلام : إذا قال الرجل لامرأته : لم أجدك عذراء ، وليست له بيّنة يجلد الحدّ ويخلّى بينه وبينها . « 1 » فقه الحديث : در اين صحيحه ، امام صادق عليه السلام فرمود : اگر مردى به زنش گفت : تو را باكره نيافتم و بيّنه نداشته باشد ، او را حدّ قذف مىزنند ، و بين او و زنش جدايى مىاندازند . در اين روايت ، اگر « يجلد » بود ، آن را بر تعزير حمل مىكرديم ؛ ولى « يجلد الحدّ » را بايد بر حدّ قذف حمل كرد . ليكن در اين روايت صحيحه ، قرينه‌اى هست - هرچند قرينه‌ى مقامى باشد - كه آن را در اسناد زنا ظاهر مىسازد . بنابراين ، از بحث ما خارج است . شاهدش عبارت « وليست له بيّنه » است ؛ زيرا ، بيّنه بر زنا امكان دارد ؛ ولى بر باكره بودن كه نمىتوان اقامه كرد ؛ لذا ، اين جمله مسير روايت را تغيير مىدهد . پس ، آن مرد را به سبب قذف بايد تازيانه زد . و آن مطلب كه در ذيل روايت آمده نيز مربوط به لعان است ؛ زيرا ، در باب لعان مىگويند : اگر مردى نسبت زنا به همسرش داد ، يا بايد حدّ قذف بخورد و يا لعان كند . نتيجه‌ى لعان جدايى هميشگى است ؛ به گونه‌اى كه با عقد جديد نيز نمىتوان با آن زن ارتباط مجدّد برقرار سازد . امّا ذيل روايت مضطرب است ؛ زيرا ، از طرفى مىگويد : به او حدّ مىزنند ؛ و از طرف ديگر مىگويد : بين آنان جدايى مىاندازند . در صورتى كه اگر لعان وجود داشته باشد ، حدّ قذف در كار نيست ؛ ولى به هر حال ، روايت با بحث و مدّعاى ما معارض نيست و اگر كسى به زن خود نسبت باكره نبودن داد ، چون صراحتى در زنا ندارد ، تعزير ثابت است . * اگر به كسى بگويد : « يا فاسق » در اين مورد نيز روايت زير رسيده است :

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 610 ، باب 17 از ابواب اللعان ، ح 5 .